بسم الله الرّحمن الرّحیم
با سلام خدمت شما دوستان عزیز
طاعات و عبادات شما قبول باشه .. امیدوارم بنده رو هم از دعای خیرتون به هنگام سحر ، افطار و شبهای مبارک قدر فراموش نکنید
در این پست میخوام چند مطلب پیرامون پست قبلی بنویسم یعنی پست " بازگشت از برزخ "

مطلب اوّل : انچه که خوندید خلاصه ای از کتاب " بازگشت از برزخ " نوشته ی دوست عزیز جناب آقای شیخ محمد رضا کواتی بود
طریقه آشنایی بنده با این کتاب : اوائل امسال از مرکز مدیریت حوزه های علمیه خراسان زنگ زدند و بنده رو دعوت کردند به " نشست طلاب پژوهشگر خراسان با جناب آقای عباس موزون تهیه کننده و مجری کارشناس برنامه زندگی پس از زندگی "
گفتند هر چی نقد دارید یادداشت کنید و به ایشون بگید تا مورد بحث و گفتگو قرار بگیره ( دقت کنید ! نقد صرفا به معنای ایرادگیری نیست، نقدِ یک فعل به معنای ذکر توأمانِ خوبی ها و بدیهای اون فعل هست یعنی هم خوبیهای اون کار گفته بشه و هم بدیهاش )
بنده یادداشت هام رو آماده کردم اما در روز موعود، آقای موزون مریض شد و حالش به قدری بد شد که مجبور شدند برای درمان ببرنش به تهران
گرچه توفیق بحث و گفتگو با آقای موزون رو پیدا نکردم اما توفیقِ به مراتب بزرگتری نصیبم شد و اون آشنایی با این کتاب بود

این کتاب رو مرکز مدیریت در همون نشست به شرکت کنندگان هدیه داد ( قریب چهل نفر از آقایون و خانومهای پژوهشگر )
اول بنا نداشتم بخونمش ، فکر می کردم مثل کتاب سیاحت غرب برگرفته از آیات و روایات هست ! که من قبلا در این زمینه زیاد کار کردم، اما با دیدن اسم مولف روی جلد کتاب، حس ناسیونالیستی من کاری کرد تا کتاب رو توی همون همایش بصورت کامل بخونم ، اونهم نه صرفاً بخاطر همشهری بودن با مولف کتاب، بلکه روستای کوات همجوار با روستای پدری من هست
وقتی کتاب رو خوندم ، دیدم تمام آنچه که از آیات ، روایات و مکاشفات افراد معتبر، در مورد مرگ و بعد از مرگ خونده بودم ، توی این کتاب بیان شده اونهم به صورت تجربه ای واقعی
به همین خاطر بنا گذاشتم این کتاب رو خلاصه کنم و از طریق وبلاگ با افراد مختلف در میان بگذارم ( که الحمدلله استقبال خیلی خوبی شد و تا الان صدها نفر به طور کامل مطلب رو خوندند )

مطلب دوّم : عقیده ی شخصی من هست، اینکه یک نفر اجازه پیدا کنه ساعتی رو از عالم برزخ به عالم دنیا بیاد و از دیده هاش به یک نفر گزارش بده و اون نفر شنیده هاش رو بصورت کتاب در اختیار دیگران قرار بده و دیگرانی ( مثل من ) اون کتاب رو در قالب نوشته های وبلاگی به دیگران برسونن ، همه و همه ی اینها لطف خداوند به بنده هاش هست و جناب آقای کواتی و بنده و هر کسی که در نشر این مطلب سهیم میشه، وسیله هستیم
این لطف خداست که بنده هاش به واسطه ی گزارش فردی که از دنیا رفته ، ساعاتی رو به یاد مرگ باشن و از غفلت هایی که بر اثر زندگی روزمرّه آخرالزمانی به وجود میاد، فاصله بگیرن ... لذا مطالب نوشته شده نه صرفا برای یکبار خوندن بلکه برای عبرت گرفتن و تذکری مداوم از مرگ نوشته شده
بنده خودم دهها بار، هم کتاب رو خوندم و هم خلاصه اش رو که در این وبلاگ نوشتم و باز هم به توفیق خدا میخونم چون این مطالب صرفا یک داستان نیست، بلکه واقعیتی است از آینده زندگی ما
اهمیت خوندن این کتاب زمانی بیشتر درک میشه که ببینیم پیامبر اکرم فرمود : « زیاد یاد مرگ باشید » یا در جای دیگر فرمود : « زیاد یاد شکننده ی لذتها باشید »
امیدوارم دوستان هر چند وقت یکبار، تمام مطالب شش بخشی که نوشتم رو بخونند و اینطور نباشه که با یک بار خوندن از کنارش بگذرند

مطلب سوم : از ماجرای مرحوم کواتی نکاتی کاربردی به ذهنم رسید که عرض می کنم :
نکته اول : خیرات برای اموات
در این کتاب خوندیم که مرحوم کواتی، در همون مدت کوتاهِ بعد از فوتش، دو بار اجازه پیدا کرد تا به خانواده خودش سر بزنه و از اونها طلب خیرات کنه
این نشون میده که امواتمون، هر چند وقت یکبار، به سراغمون میان و چشم انتظار عمل خیر هستند که به نیت اونها انجام بدیم ... .در روایات هم این مطلب اومده
نکته : فرستادن اموات به درب خونه ی بازماندگان، بدون اینکه بازماندگان متوجه حضور اونها بشن ، کاری عبث هست و خداوند کار عبث نمی کنه
به همین خاطر، عرض می کنم : اینی که شما توی خونه نشسته هستید و ناگهان به یاد یکی از امواتتون می افتید، چه بسا همون زمانی باشه که او به شما مراجعه کرده تا خیراتی براش بفرستید. لذا در چنین مواقعی، حتما صدقه ای بدید یا با خوندن سوره ای از قران و یا با ذکری به نیت او، ازش یاد کنید
حالا چه خیراتی برای اموات بهتره ؟
همه ی کارهای خیر خوبند منتها در روایات اهل بیت علیهم السلام، دو چیز بصورت برجسته هست، یکی روزه گرفتن و دیگری صدقه دادن
صدقه هم باید معتنابه ( قابل اعتناء ) باشه یعنی اونقدری باشه که شکم یک گرسنه رو حداقل برای یک وعده سیر کنه . الان دیگه پنج هزار تومان و ده هزار تومان صدقه ی کامل حساب نمیشه . اگر پول یک ساندویج هم که بخواهیم به فقیری بدیم ، چیزی قریب صد هزار تومان میشه
از این گذشته ، بعضی از کارهای فرهنگی مثل وقف کتاب و امثال اون – خصوصا در زمان ما – اثرات علی حده ی خودش رو برای اموات داره

نکته دوم : استفاده از فرصت ها
مرحوم کواتی دو بار از مسیر قبرش، به بازماندگانش سر زد ، هر دو بار وقتی چشمش به جسدش افتاد ، حسرت خورد از اینکه چرا وقتی در این جسم بود، بیشتر خدا رو عبادت نکرد و بیشتر مواظب رفتارش نبود
اینجاست که ارزش "مراقبه " که علمای ما خیلی روش تاکید داشتند ، مشخص میشه ... هر چی مراقبه بیشتر حسرت بعد از مرگ کمتر
خدا رحمت کنه علامه حسن زاده آملی رو، میفرمود : در آخرین لحظات عمر علامه طباطبایی، به بالین شون رفتم و عرض کردم نصیحتی بفرمایید ، علامه طباطبایی فرمود: مراقبه مراقبه مراقبه
حواسمون رو بیشتر جمع کنیم ، بالاخره زندگی بعد از مرگمون، ازهمین اعمال روز مره ی ما تشکیل میشه ... اگر در مسیر زندگی بددهنی کنیم، با اطرافیان بداخلاقی کنیم یا هر گناه دیگری رو مرتکب بشیم، بعد از مرگ سر و کارمون با سعیر خواهد بود و چقدر سخت هست تحمل کسی که ازش نفرت کامل داریم. به تعبیر سعدی؛ دیدار یار نامتناسب جهنم است !
پناه بر خدا

و در آخر ..
حاجی عمادی می گفت : یک وقتی نوشتن کتابی رو به ما ( گروه پژوهش موسسه اسراء ) محوّل کردند، بررسی روایی موضوع " صبر بر مصیبت " سهم من شد . به دلم افتاد احتمالا به زودی مصیبتی بر من وارد خواهد شد و خدا خواسته با این سهمیه، من رو آماده کنه برای تحمل اون مصیبت ، وقتی تحقیقات تمام شد و تحویل آقای جوادی آملی دادم ، همسرم به رحمت خدا رفت
میگما ؛ امسال تمام پست های وبلاگی مون در مورد مرگ و رفتن از دنیا شده ، نکنه قراره من رو از این دنیا ببرند؟ اگه بردند،حلالم کنید ...
بهشت نصیبتان 
التماس دعا و یا مرتضی علی 
