بسم الله الرّحمن الرّحیم
با سلام محضر شما دوستان عزیز
روز جمعه هست و روز درد دل کردن با امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف ... به همین مناسبت یه چند بیتی از اشعار علامه ذوالفنون، حسن حسن زاده املی حفظه الله رو محضر دوستان عزیز تقدیم می کنم
قبل از بیان اصل شعر، باید به این نکته اشاره کنم که ؛ علامه این شعر رو از زبان یک مرد روستایی مازندرانی بیان کرده که چشم انتظار ظهور آقاست، انواع انتظارها از قصیر المدّة یا طویل المدّة توی شعر هست که خطاب به آقا عرض میکنه ما این انتظارها رو سپری کردیم اما انتظار اصلی ما که ظهور و دیدن روی شما بود، محقق نشد...
امه بینج بنشا بیه نمویی *** امه غصه کوفا بیّه نمویی
برنج شالیزارمان را نشاء کردیم، اما شما نیامدی ... غم و غصه هامان انباشته شد اما شما نیامدی
اَمِه دل انده تِسه خو نداشته *** ولیکِ دار روشا بیّه نمویی
دل ما برای تو خواب نداشته ... درختِ ولیک رشد کرد و بزرگ شد اما شما نیامدی
تا کی تسه نماشونه هارشیم *** امه کِله بچا بیّه نمویی
تا کِی برای تو به غروب خیره شوم ... آتش ما خاموش شد، اما شما نیامدی
خامه ساز و سما ره سر بهیرم *** امه دتر ننا بیّه نمویی
می خواهم دوباره ساز و رقص را شروع کنم ... دختر ما، مادر شد، اما شما نیامدی
دیگه کِجه ته خو ره من بوینم *** تَلمه مار دوشا بیّه نمویی
دیگر کجا خواب تو را ببینم ... گاو ما به شیر آمد، اما شما نیامدی
التماس دعا و یا مرتضی علی